مرتضى راوندى

22

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

آثار و تصاوير جالبى برخورده‌اند كه از آن جمله تصوير اسب ، ماموتها ، كرگدنها و گاو وحشى كه با رنگ قرمز بطرزى زنده نقاشى شده‌اند ، قابل توجه و مربوط به اوايل عصر مادلن قريب 20 هزار سال قبل مىباشد . در سال 1868 در فرانسهء جنوبى ضمن ريل‌گذارى راه‌آهن در دهكدهء « كرومانيون » « 32 » در دل كوه به غارى برخوردند كه درون آن پنج اسكلت آدمى موجود بود . پس‌ازآنكه خبر اين كشف به گوش مقامات فرهنگى رسيد ، فورا اشخاص صلاحيتدار براى مطالعه به كرومانيون شتافتند و در كف آن ، اجاقها ، سلاحها و افزارهاى سنگى و استخوانى و شاخى به دست آوردند . آدميان اين غار بر خلاف اجداد خود ، خوش‌اندام و خوش‌قيافه بودند ، و از جهاتى به انسانهاى امروزى شباهت داشتند . سلاحهاى بران ، سنجاقها ، آويزها ، مهره‌ها و دگمه‌هاى انسان كرومانيون جالب و ديدنى بود . يكى از پژوهندگان كه در نمايشگاه بين‌المللى پاريس از مشاهدهء آثار هنرى انسان عهد كرومانيون مبهوت شده بود ، درصدد برآمد كه غارهاى اسپانيا را از جهت آثار تاريخى مورد مطالعه قرار دهد . به اين منظور به اسپانيا رفت و پس از مدتى تحقيق و جستجو مشاهده كرد كه در سقف غارى 18 رأس گاو با رنگها و حالات گوناگون نقاشى شده . بعضى از اين گاوها آرام و خاموش بودند و برخى خشم‌آگين به جلو مىرفتند . اين نقشها به حدى زنده و جاندار بود كه نظر پژوهنده را ( كه دون مارسيلنو نام داشت ) به خود جلب كرد . محققين تاريخ ظهور اين انسان را 15 تا 20 هزار سال پيش مى - دانند . آنچه مسلم است انسان كرومانيون و غار كاپووا ، از آغاز امر ، نقاش ، كنده‌كار و پيكر - تراش ماهرى نبود . او در ابتداى كار ، هنرى جز تراشيدن سنگ آتشزنه و كنده‌كارى روى استخوان و تهيهء وسايل دفاعى نداشته است . به مرور زمان و با گذشت هزاران سال ، انسانهاى اين دوره موفق مىشوند كه وسايل جنگى و دفاعى خود را كاملتر كنند و قلاب ماهى ، خنجر ، مته ، اره و دگمه‌هاى عاج بسازند و با استفاده از گل و آتش ، به ساختن ظرف مبادرت نمايند و با ابداع تير و كمان در شكار حيوانات پيروزى بزرگى به دست آورند و به يارى سگ وفادار به زندگى خود امنيت و آرامش بيشترى بخشند . از اين دوره كمابيش ذوق هنرنماى انسان تجلى مىكند . به عقيدهء آن‌ترى وايت در طى يك ميليون سالى كه از عمر بشر مىگذرد ، بزرگترين پيروزى و موفقيتى كه نصيب آدمى شده ، سخن گفتن و كشف آتش و كشاورزى است ؛ به نظر او : زبان ، آتش ، و كشاورزى بزرگترين اختراعات آدمى است و در برابر اينها نيزه ، نيزه‌انداز ، تير و كمان ، سوزن ، كوزه‌گرى ، خانه ، قايق و بافندگى و حتى كشتيهاى بخار ، تلويزيون و شكافتن اتم ، هيچ است . پايه‌هاى تمدن و فرهنگ بشر بر اين سه استوار است و اين سه ، ره‌آورد آدم نوسنگى ( عهد حجر جديد ) است ؛ آدمى كه تا صد سال پيش ، ما ، در هستيش ترديد داشتيم . سپس مىنويسد : نخست زبان را در نظر آوريد : اگر زبان نباشد ، انسان چيست ؟ آدمى با همهء مغز بزرگ و قامت افراشته‌اش ، بدون زبان جانورى بيش نيست . اگر زبان نباشد انسان

--> ( 32 ) . Cro Magnon